اتمسفر زمین را بر حسب چگونگی روند دما، اختلاف چگالی، تغییرات فشار، تداخل گازها و سرانجام ویژگیهای الکتریکی به لایه‌های زیر تقسیم کرده‌اند:

1.       تروپوسفر Troposphere

2.       استراتوسفر Stratosphere

3.        مزوسفر Mesosphere

4.       یونسفر Ionosphere

5.       اگزوسفر Exosphere

1)      تروپوسفر

تروپوسفر پایین ترین لایه اتمسفر است که خود از لایه های کوچکتری تشکیل شده است.

وجه تمایز این لایه با دیگر لایه های اتمسفر، تجمع تمامی بخار آب جو زمین در آن است؛ به همین دلیل بسیاری از پدیده های جوی که با رطوبت ارتباط دارند و عاملی تعیین کننده در وضعیت هوا به شمار می آیند (از قبیل ابر، باران، برف، مه و رعد و برق) تنها در این لایه رخ می دهند.

منبع حرارتی لایه تروپوسفر انرژی تابشی سطح زمین است. از این رو با افزایش ارتفاع با کاهش دما مواجه خواهیم بود.

ضخامت تروپوسفر، از شرایط حرارتی متفاوتی که در عرضهای جغرافیایی مختلف حاکم است تبعیت می کند. این ضخامت معمولاً از ۱۷ تا ۱۸ کیلومتر در استوا به ۱۰ تا ۱۱ کیلومتر در مناطق معتدل و ۷ تا ۸ کیلومتر در قطبها تغییر می کند.

2)      استراتوسفر

لایه استراتوسفر بر روی لایه تروپوسفر قرار دارد و ضخامت متوسط آن حدود ۲۳ کیلومتر است. در ۳ کیلومتر اول استراتوسفر، دمای هوا ثابت است اما در قسمتهای بالاتر دمای هوا با ارتفاع افزایش می یابد.

در استراتوسفر به ندرت ابر تشکیل می شود و تنها در شرایط ویژه ای ممکن است ابرهای کوهستانی به نام ابرهای مرواریدی در ارتفاع ۲۱ تا ۲۹ کیلومتری از سطح زمین ظاهر شوند که علت وجود آنها حرکات موجی شکل هوا از سوی موانع می باشد.

از دیگر ویژگیهای مهم استراتوسفر وجود ازن در این لایه است که بخصوص در ارتفاع ۲۰ تا ۳۰ کیلومتری سطح زمین بر اثر واکنشهای مختلف فتوشیمیایی بدست می آید. مقدار ازن در این لایه معمولاً روند فصلی دارد حداکثر آن در بهار و حداقل آن در پاییز مشاهده می شود.

3)      مزوسفر

در بالای لایه گرم ازن لایه مزوسفر قرار دارد که دما در آن متناسب با افزایش ارتفاع با آهنگ ۳/۰ سانتیگراد به ازای هر ۱۰۰ متر کاهش می یابد به طوریکه دما در مرز فوقانی آن در ارتفاع ۸۰ تا ۹۰ کیلومتری به ۸۰- درجه سانتیگراد می رسد. و نتیجه این دمای پایین انجماد بخار آب ناچیز موجود در این لایه است که باعث بوجود آمدن ابرهای شب تاب می شوند. این ابرها درتابستان و در عرضهای بالا دیده می شوند. مزوسفر سردترین لایه اتمسفر تلقی می شود.

4)      یونوسفر

از بخش فوقانی مزوسفر تا ارتفاع تقریبی ۱۰۰۰ کیلومتری اتمسفر زمین، بار الکتریکی شدیدی حاکم است که زاییده وجود یونها و الکترونهای آزاد است. در حقیقت پرتوهای پر انرژی خورشید که از فضای خارج به طبقات بالایی اتمسفر وارد می شوند باعث گسستگی پیوند یا یونیزاسیون مولکولها و اتمها می شوند. بر اثر یونیزاسیون، الکترون آزاد می شود و باقی مانده اتم به صورت یون در می آید؛ به همین علت این لایه از جو را یونوسفر نامیده اند.

شدت یونیزاسیون در تمام ارتفاعات یونسفر یکسان نیست؛ بنابراین لایه های متفاوت با تراکم الکترون و یون متفاوت با ارتفاعات مجاور خود در یونسفر وجود دارد؛

این لایه ها در ارتباطات رادیویی اهمیت بسیاری دارند. این لایه ها عبارتند از لایه های D,E,F .

5)      اگزوسفر

شرایط موجود در یونوسفر در این لایه نیز حاکم است؛ بدین معنی که گازها در این لایه همچنان قابلیت هدایت الکتریکی خود را حفظ می کنند. سرعت ذرات در این لایه بسیار زیاد است و در مواردی به ۲/۱۱ کیلومتر در ثانیه می رسد.

اگزوسفر لایه گذار جو به فضای کیهانی به شمار می آید که بخش فوقانی آن را در ارتفاع بیش از سه هزار کیلومتری از سطح زمین برآورد کرده اند.

+ نوشته شده توسط جلیل در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386 و ساعت 12 بعد از ظهر |

کروماتوگرافی بر اصول کل پخش فاز  بنیان نهاده شده است. به طور خلاصه، در این روش جریان یک فاز از کنار (یا از داخل) فاز ساکنی میگذرد و در این حال فاز ساکن اجزای آنرا به طور انتخابی خارج میکند. این خروج یک عمل تعادلی است و مولکولهای اجزاء دوباره داخل فاز متحرک میشوند. هنگامی که ثابت پخش دو یا چند جزء در این دو فاز با هم متفاوت باشند، اجزای مربوط در فاز متحرک میشوند. هنگامی که ثابت پخش دو یا چند جزء در این دو فاز با هم متفاوت باشند، اجزای مربوط در فاز متحرک از هم تفکیک میشوند. به طور ساده میتوان گفت که هر چه فاز ساکن یک جزء را محمتر نگه دارد، در صد مولکولهای جزئی که بی حرکت نگه داشته شده بیشتر میشود. جزء دیگری که با شدت کمتر نگه داشته میشود نسبت به جزء اول در فاز متحرک درصد مولکولی بیشتری خواهد داشت. بنابراین به طور متوسط مولکولهای جزئی که با شدت کمتر نگه داشته میشوند، نسبت به مولکولهای دیگر با سرعت بیشتری از روی فاز ساکن میگذرند (در جهت جریان) و در نتیجه اجزای مربوط به قسمتهای مختلف فاز ساکن (باندها) منتقل میشوند.

فاصله باندها به طور خطی به مسافتی که در ستون طی میشود بستگی دارد. به طور کلی هر چه مسافت طی شده بیشتر باشد، فاصله باندها زیادتر خواهد شد. یادآور میشود که اجزای مخلوط باید ضرایب پخش متفاوتی داشته باشند تا بتوان آنها را به کمک پخش فاز تفکیک کرد. در صورتی که این ضرایب به هم نزدیک باشند، اجزای مربوط فقط به طور جزئی به باندهای جداگانه تفکیک میشوند. البته میتوان طول مسیر را زیاد کرد و به اجزاء فرصت داد تا بیشتر از هم جدا شوند.

کروماتوگرافی چهار نوع مهم دارد که بر اصول توصیف شده بالا متکی هستند. این انواع عبارتند از کروماتوگرافی گازی (کروماتوگرافی تفکیکی گاز مایع)، کروماتوگرافی ستونی، کروماتوگرافی لایه نازک (TLC) و کروماتوگرافی کاغذی.

+ نوشته شده توسط جلیل در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386 و ساعت 12 بعد از ظهر |


 

کربوهیدراتها ، منبع مهم غذایی
بدین ترتیب کربوهیدراتها ، منبع مهم غذایی‌اند. کربوهیدراتها همچنین به عنوان واحدهای سازنده چربیها و نوکلییک اسیدها عمل می‌کنند. سلولز ، نشاسته و قند معمولی ، کربوهیدرات می‌باشند. از آنجا که این ترکیبات چندین گروه عاملی دارند به چند عاملی موسومند. مانند گلوکز و بسیاری از اجزا سازنده ساده ، کربوهیدراتهای پیچیده دارای فرمول عمومی هستند.
نام و ساختار کربوهیدراتها
ساده‌ترین کربوهیدراتها ، قندها یا ساکاریدها هستند. با افزایش طول زنجیر ، تعداد کربنهای با مراکز فضایی افزایش می‌یابند و بدین ترتیب تعداد زیادی دیاسترومر امکانپذیر می‌شوند. خوشبختانه برای شیمیدانها عمدتا یکی از چند انانیتومر امکانپذیر ، اهمیت دارد. قندها ترکیبات پلی هیدروکسی کربونیل‌اند، از این رو می‌توانند همی استالهای حلقوی پایداری ایجاد کنند ، بدین ترتیب ساختارهای اضافی و تنوع شیمیایی برای این ترکیبات پدید می‌آید.


طبقه بندی قندها
کربوهیدراتها نام عمومی قندهای منومری (منوساکاریدها) ، دی‌مری (دی‌ساکاریدها) ، تریمری (تری‌ساکاریدها) ، الیگومری (الیگوساکاریدها) و پلیمری (پلی‌ساکاریدها) بدست آمده از قند (ساکاروم ، لاتین قند) می‌باشند. یک منوساکارید یا قند ساده ، یک آلدیید یا کتونی با حداقل دو گروه هیدروکسیل است. بدین ترتیب دو عضو ساده این طبقه از ترکیبات ، ۲ و ۳ - دی هیدروکسی پروپانال (گلیسرآلدیید) ، ۱ و ۳ - دی هیدروکسی پروپانون (۱ و ۳ - دی هیدروکسی استون) می‌باشند.

قندهای پیچیده از اتصال قندهای ساده همراه با حذف آب بدست می‌آیند. قندهای آلدییدی بصورت آلدوزها طبقه بندی می‌شوند. آنهایی که عامل کتونی دارند، کتوز خوانده می‌شوند. بر اساس طول زنجیر ، قندها ، تریوز (۳ کربنی) ، تتروز (۴ کربنی) ، پنتوز (۵ کربنی) ، هگزوز (۶ کربنی) و غیره نامیده می‌شوند. از اینرو ، ۲ و ۳ - دی هیدروکسی پروپانول (گلیسرآلدیید) یک آلدوتریوز است. در حالی که ۱ و ۳ - دی هیدروکسی پروپانون یک کتوتریوز می‌باشد.
گلوکز
گلوکز ، قند خون یا قند انگور (گلایکیس ، در فرهنگ یونانی به معنی شیرین) که به دکستروز موسوم است، یک پنتاهیدروکسی هگزانال بوده ، از اینرو در خانواده آلدوزهگزوزها جای دارد. گلوکز بصورت طبیعی در بسیاری از میوه‌ها و گیاهان با غلظتی در گستره %
۰.۰۸ تا ۰.۱% در خون انسان وجود دارد.
فروکتوز
ایزومر کتوهگزوزی گلوکز ، فروکتوز است. فروکتوز شیرین‌ترین قند طبیعی است (برخی از قندهای سنتزی شیرین‌ترند). فروکتوز نیز در بسیاری از میوه‌ها (فروکتوز در فرهنگ لاتین به معنی میوه) و در عسل وجود دارد.
ریبوز
قند طبیعی مهم دیگر آلدوپنتزو ریبوز است. این قند واحد ساختاری ریبونوکلییک اسیدها می‌باشد. فرمول ساده یا تجربی برای همه قندها می‌باشد. این فرمول ، هم ارز فرمول هیدرات کربن است. این یکی از دلایلی است که به این دسته از ترکیبات کربوهیدرات گفته می‌شود.

دی‌ساکاریدها و پلی‌ساکاریدها
دی‌ساکارید از تشکیل دو مونوساکارید از طریق تشکیل یک پل اتری (معمول استال) بدست می‌آید. هیدرولیز دی‌ساکاریدها ، منوساکاریدها را دوباره بدست می‌دهد. تشکیل اتر بین یک منو و یک دی‌ساکارید یک تری‌ساکارید ایجاد می‌کند و تکرار این فرآیند نهایتا به تولید یک پلیمر طبیعی (پلی‌ساکارید) منجر می‌شود. چنین کربوهیدراتهای پلیمری ، تشکیل‌دهنده اسکلت اصلی سلولز و نشاسته هستند.
فعالیت نوری قندها
به استثناء ۱ و ۳ - دی‌هیدروکسی- پروپانون ، همه قندهایی که تاکنون ذکر شده‌اند، حداقل حاوی یک مرکز فضایی‌اند. ساده‌ترین قند کایرال ، ۳ و ۲ - دی‌هیدروکسی پروپانون (گلیسرآلدیید) با یک کربن نامتقارن است. فرم راست‌بر آن R است، به صورتی که در طرحهای فیشر مولکول نشان داده می‌شود، انانتیومر چپ‌بر آن ، S می‌باشد.

گر چه نامگذاری S و R برای نامیدن قندها کاملا رضایت بخش است، اما سیستم نامگذاری قدیمی هنوز بکار گرفته می‌شود. این سیستم نامگذاری ، قبل از تدوین پیکربندی مطلق قندها متداول بوده ، همه قندها را به ۲ و ۳ - دی‌هیدروکسی پروپانال (گلیسرآلدیید) مرتبط می‌سازد. در این روش بجای استفاده از S و R از پیشوند D برای انانتیومر (+) وL برای انانتیومر (-) گلیسرآلدیید استفاده می‌شود.
قندها ، تشکیل‌دهنده همی‌استالهای درون مولکولی
قندها ترکیبات هیدروکسی کربونیل‌اند و بایستی قادر به تشکیل درون مولکولی همی استال باشند. در واقع گلوکز و سایر هگزوزها و پنتوزها به صورت مخلوط در حال تعادل با ایزومرهای حلقوی همی‌استال خود هستند. در این مخلوط در حال تعادل ، ایزومر حلقوی همی‌استال برتر است. در اصل هر یک از پنج گروه هیدروکسی می‌توانند به گروه کربونیل آلدیید افزوده شوند. اما گرچه حلقه‌های پنج ضلعی نیز شناخته شده هستند، حلقه‌های شش ضلعی معمولا محصول برتر می‌باشند.
گسستگی اکسایشی قندها
واکنشگری که باعث شکستن پیوند C-C می‌شود، پریدیک اسید (HIO۴) است. این ترکیب دی‌الهای مجاور را اکسایش کرده ، ترکیبات کربونیل ایجاد می‌شوند. از آنجا که اغلب قندها چندین دی‌ال مجاور دارند، اکسایش با HIO۴مخلوط پیچیده‌ای ایجاد می‌کند. مقدار کافی از اکسنده ، زنجیر قند را بطور کامل به ترکیبات یک کربنی تبدیل می‌کند.

از این روش برای شناسایی ساختار قندها استفاده می‌شود. مثلا از مجاورت گلوکز با ۵ اکی والان HIO۴، پنج اکی والان فرمی اسید و ۱ اکی والان فرمالدیید بدست می‌آیند. در اکسایش فروکتوز ایزومری نیز همان مقدار عامل اکسنده مصرف شده، اما محصولات ، ۳ اکی والان اسید ، ۲ اکی والان آلدیید و یک اکی والان دی‌اکسید هستند.

منبع: http://www.academist.ir/?p=98

+ نوشته شده توسط جلیل در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 و ساعت 8 بعد از ظهر |

دید کلی
عطرها موادی هستند که انسان‌ها برای اینکه خوش‌بو باشند و در نزد دیگران مقبول ، از آنها استفاده می‌کنند. عطرهایی که از مواد طبیعی بدست می‌آیند، مانند مشک آهوی ختن ، اندکند. اغلب این مواد ، از مواد شیمیایی و بصورت سنتزی تولید می‌شوند. با ساختار عطرها آشنا می‌شویم.

مواد سازنده عطر
هر نوع عطر دست‌کم از سه جزء تشکیل یافته است که فراریت و وزن ‏مولکولی آنها تا حدی باهم تفاوت دارند.
جزء اول
جزء اول که تاپ نوت نامیده می شود، فرارترین ماده و مشخصترین بو را در دارا بوده ‏و در تولید عطر کاربرد دارد.‏
جزء دوم
جز دوم که میدل نوت نامیده می شود، کمتر فرار است و عموما عصاره یک ‏گل (بنفشه ، یاس و غیره) است.‏
جزء سوم
آخرین جزء یا اندنوت ، کمترین فراریت را دارد و معمولا یک رزین یا پلیمر مومی ‏است.‏
سیوتون ، اصلی‌ترین سازنده عطر
بیشتر عطرها اجزای بسیاری دارند و از لحاظ شیمیایی غالبا مخلوطهای ‏کمپلکس هستند. با پیشرفت تجزیه مواد عطر طبیعی ، مصرف ترکیبات آلی ‏سنتزی خالص که بوی آنها همانند بوی عطر خاصی می‌باشد، بسیار ‏معمول شده است. نمونه آن سیوتون ، یک کتون حلقوی است که از سیویت ‏بدست می‌آید. سیویت ، ماده‌ای است که از غده‌های گربه سیویت ترشح ‏می‌شود.

گربه سیویت ، حیوانی شبیه به گربه است که در اتیوپی و افریقای ‏مرکزی یافت می‌شود.‏ سیوتون در عطر سازی ارزش بسیار دارد. امروزه سیوتون بصورت سنتزی ‏موجود است. برای سنتز سیوتون ، نخست ۸ ، هگزادکان ـ۱ ، ۱۶، دی ‏کربوکسیلیک اسید تهیه می‌کنند و سپس آنرا بصورت حلقه در می‌آورند. یون توریم (Th+۴) کاتالیزور بسته شدن این حلقه است.

سیویت ، مانند مشک ، مجموعه‌ای از مواد جاذب جنسی است. این مواد ‏جاذب جنسی در عطرهای موثر با زیرکی بوسیله بوهای گل و گیاهی ‏پوشانده می‌شوند. جاذبه اولیه از بوی خوش حاصل می‌شود. اما اثر ‏اساسی ناشی از سیویتون یا مشک است.‏
سایر ترکیبات عطر
ترکیبات دیگری که در عطرها بکار می‌روند، شامل الکلها و استرهایی با وزن ‏مولکولی زیادند. یک نمونه ، ژرانیول (با نقطه جوش‎‎۲۳۰ درجه سانتی‌گراد) یک جزء اصلی از ‏روغن ژرانیوم (شمعدانی معطر) ترکیه‌ای است.‏ استرهای این الکل ، برای ساختن ماده معطر سنتزی که بوی رز دارد، در ‏عطرسازی بکار می‌رود. مثلا استری که از واکنش میان ژرانیول و اسید فرمیک تشکیل می‌شود، بوی رز دارد.‏

عطرها نوعا ۱۰% تا ۲۵% اسانس عطر و ۷۵% تا ۸۰% الکل و یک ثابت ‏کننده برای نگه داشتن روغن‌های اسانسی دارد. عطرها به بیشتر مواد ‏آرایشی افزوده می‌شوند تا محصول بدست آمده بوی مطلوب داشته باشند؛ ‏این مواد بوهای طبیعی و دیگر اجزایی مانند مواد جاذب جنسی را می‌‏پوشانند. آنها بعلت داشتن الکل ، خاصیت ضدعفونی و باکتری‌کشی ‏ملایمی دارند.‏
مواد دافع بو
حدود ۲ میلیون غده عرق بر سطح بدن دست اندرکار تنظیم دمای بدن ‏هستند. این غده‌ها با ترشح آب که تبخیر آن اثر خنک کنندگی دارد، دمای بدن ‏را تنظیم می‌کنند. از این تبخیر ، اجزای جامدی به جای می‌ماند که عمدتا ‏سدیم کلرید و مقادیر کمتری پروتیین و دیگر مواد مرکب آلی است. ‏بوی بدن بیشتر از آمینها و مواد حاصل از هیدرولیز روغنهای چرب (اسیدهای ‏چرب ، آکرولیین و غیره) است که از بدن و از رشد باکتریایی در باقیمانده ‏حاصل از غده‌های عرق گسیل می یابند. برای آنکه بدن انسان وظایف خود را ‏به خوبی انجام دهد، عمل تعریق هم امری عادی و هم ضروری است. خود ‏عرق کاملا بی بو است، اما محصولات تجزیه باکتریایی چنین نیستند.‏

انواع مواد دافع بو
مواد دافع بو از سه نوع عمده هستند:

* یک نوع آنها ، بطور مستقیم تعرق را می‌خشکاند یا بعنوان مواد ‏منقبض‌کننده عمل می‌کنند.

* نوع دیگر آنها که بو دارند و بوی عرق را می‌پوشانند.

* نوع سوم آنها که ترکیبات بودار را با واکنش شیمیایی برطرف می‌کنند. از جمله موادی که بعنوان قابض عمل می‌کنند، آلومینیم سولفات ‏آبپوشیده ، کلرید آلومینیم آبپوشیده (‏O۲‏H‏۶ . ۳‏AlCl‏) ، آلومینیم کلروهیدرات ( در ‏واقع آلومینیم هیدروکسی کلرید ) و الکلها ه

منبع:http://www.academist.ir/?p=97

+ نوشته شده توسط جلیل در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 و ساعت 8 بعد از ظهر |

به طور کلی در تعریف عطر میتوان گفت که عطر مجموعه ای از مواد خوشبو کننده بعلاوه یک حلال مناسب است اجزای اصلی یک عطر را ۱- حلال یا حامل ۲- مواد تثبیت کننده ۳- عناصر خوشبو تشکیل میدهند .
حاملها یا حلال :از حلالهای جدید و پرکار امروزی برای نگهداری مواد معطر مخلوط اتیل الکل بسیار خالص به همراه مقدار کم یا زیاد آب است . میزان آب بر طبق انحلال پذیری روغنهای مورد استفاده تعیین میشود . حلال مذکور بدلیل فراریت بالایی که دارد پخش بویی را که حمل میکند آسان میسازد و ضمن آنکه تاثیر سویی هم بر پوست و همچنین واکنش خاصی با مواد حل شونده ندارد . اما قبل از هر چیز باید بوی الکل از بین برود که برای اینکار از مواد برطرف کننده بو یا پیش تثبیت کننده استفاده میشود از موادی که چنین کاری را انجام میدهند میتوان به صمغ بنزویین و یا دیگر تثبیت کننده های رزینی اشاره کرد که این مواد به الکل اضافه میشوند و بعد از مدت یک یا دو هفته الکل تقریبا بی بو بدست می آید ، بوی خام طبیعی آن با رزین خنثی میشود .
تثبیت کننده ها : به طور کلی در یک محلول حاوی مواد معطر و فرار ، جزیی که فراریت
بالاتری دارد اول تبخیر میشود ، و از آنجایی که مجموعه مواد مختلف ایجاد بوی معطر میکنند باید بر این اشکال غلبه کرد برای همین از یک تثبیت کننده استفاده میکنند ، ماده ایکه فراریت پایین تر از روغنهای عطری دارند و سرعت تبخیر اجزای تشکیل دهنده و معطر را کند و یکسان میکنند .
از انواع تثبیت کننده ها میتوان به ۱- ترشحات حیوانی نظیر مشک و عنبر و … ۲- محصولات رزینی که بر اثر آسیب دیدگی و یا بطور طبیعی از گیاهان خاصی ترشح میشوند مانند:بنزویین و صمغ یا ترپنها ۳-روغنهای اسانسی که هم بوی خوش و هم نقطه جوش بالاتر از حد متعارف {۲۸۵-۲۹۰درجه سلسیوس}دارند مانند مرموک و صندل و ….۴-مواد تثبیت کننده سنتزی : برخی از استرهای نسبتا بی بو با نقطه جوش بالا مانند گیسریل دی استات نقطه جوش ۲۵۹درجه سلسیوس و اتیل فتالات با نقطه جوش ۲۹۵ درجه بنزیل بنزوات با نقطه جوش ۳۲۳ درجه سلسیوس و همچنین مواد که بوی خاصی دارند و پس از اضافه شدن به مجموعه مواد معطر بوی خود را منتقل میکنند مانند : آمیل بنزوات ، استوفنون، استرهای الکلی سینامیک ، استر های اسیدی سینامیک و….

به طور کلی مواد خوشبوی موجود در عطرها به موارد زیر تقسیم میشوند : ۱- روغن اسانسی ۲- مواد مستقل ۳- مواد شیمیایی سنتزی یا نیم سنتزی

روغنهای اسانسی :در حقیقت از نوع روغنهای خوشبوی فرار با منشاء گیاهی هستند . البته باید میان روغنهای بدست آمده از عطرگیری با روغنهای جاذب یا استخراج توسط حلال و روغنهای اسانسی بازیابی شده توسط تقطیر تفاوت قایل شد . در روغنهای حاصل از تقطیر ممکن است اجزای سازنده غیر فرار و اجزایی که بدلیل تقطیر از بین رفته اند را نداشته باشد ، به طور کلی میشود گفت در عمل تقطیر ما قسمتی از مواد مورد نیاز مان را از دست میدهیم بعنوان مثال : گل محمدی که فنیل الکل در بخش آبی محصول تقطیر از بین میرود و یا عصاره بهار نارنج که روغن تقطیر شده بخش بسیار کوچکی از متیل آنترانیلات است در حالی که روغن استخراج شده ممکن است حدود یک ششم این جزء سازنده را داشته باشد .

روغنهای اسانسی در اصل در آب نامحلول و در حلالهای آبی محلول هستند ، همانطور که در مورد گلاب و عصاره بهار نارنج دیده میشود مقدار کافی روغن ممکن است در آب حل شود و بوی تندی به محلول بدهند . این روغنهای به قدر کافی فرار هستند که در بیشتر مواد هنگام تقطیر تغییر نمیکنند و همچنین با بخار آب فرار هستند و رنگشان از بی رنگ تا زرد یا قهوه ای است یک روغن اسانسی معمولا مخلوطی از ترکیبات است . ترکیباتی را که در روغنهای اسانسی بوجود میآیند میتوان بصورت زیر دسته بندی کرد :

استرها : عمدتا بنزوییک ؛استیک ؛ سالسیلیک ؛ و سینامیک اسیدها . الکلها : منتول و بورنیول و.. . آلدهیدها : بنزآلدهید ؛ سینامالدهید ؛ سیترال ، اسیدها : بنزوییک ؛ سینامیک ؛ ایزووالریک در حالت آزاد . فنولها: تیمول ؛ اوژنول ، کارواکرول . کتونها : کارون ؛ منتون؛ ایرون ؛کامفور و…لاکتونها: کومارین و.. ترپنها : کامفیین ؛ پینن ؛ لیمونن؛ سدرین ؛ فلاندرین وهیدروکربنها : سیمین ؛ استیرن ؛ فنیل اتیلن

در گیاهان زنده روغنهای اسانسی احتمالا در متابولیسم یا حفاظت در برابر دشمن دخالت دارند ، هر بخش از گیاهان یا تمام بخشها ممکن است حاوی روغن باشند ، روغنهای اسانسی در غنچه ها ؛ گلها ؛ برگها ؛ پوست ؛ ساقه ؛ میوه ؛ تخمها ؛ چوب ؛ریشه ها و ساقه های زیر زمینی و در برخی از درختان در ترشح صمغ روغنی یافت میشود . روغنهای فرار را میتوان از گیاهان با روشهای گوناگونی بدست آورد که عبارتند از : فشردن ؛ تقطیر ؛ استخراج با حلالهای فرار ؛ روغن های جاذب و خیساندن ، لازم به ذکر است که استخراج با حلالهای فرار یک روش جدید است که میتواند جایگزین روشهای دیگر شود اما از تقطیر گرانتر است ،

بیشتر روغنها معمولا بوسیله تقطیر با بخار آب بدست می آیند . اما در برخی از روغنها دما اثر معکوسی دارد مثل روغن مرکبات که با فشردن پوست آنها روی اسفنج بدست میآیند، روغنی که به اسفنج منتقل میشود در مراحل بعدی با فشردن اسفنج جمع می گردد . در برخی ازگلها بوسیله تقطیر روغنی بدست نمی آید یا روغن آنها در اثر تقطیر تخریب میشود برای همین از روشهای دیگری استفاده میشود . از بین روشها ی ذکر شده به توضیح مختصر تقطیر

با بخار آب می پردازیم .

تقطیر با بخار آب: گلها و گیاهان دارای برگ باریک داخل دستگاه تقطیر ریخته میشوند ، برگها وریشه های آبدار و ساقه های کوچکتر باید به ذرات کوچکی تبدیل شوند ؛ مواد خشک پودر میشوند ؛ چوبها و ریشه های سفت به قطعات کوچکی خرد میشوند ؛ انگور در حالت طبیعی به دستگاه خورانده میشود چون گرمای تقطیر به سرعت فشار کافی برای شکافتن پوسته بیرونی آنها فراهم میکند ، تقطیر معمولا در فشار جو انجام میشود مگر اینکه اجزای روغن هیدرولیز شوند در آن صورت بهتر است که در خلا انجام شود ، در بیشتر موارد تقطیر به روش سنتی انجام میشود ، مانند گلاب گیری که البته کارایی این روشها پایین است و روغن با مواد دیگری همانند آکرولیین ؛ تری متیل آمین و مواد کرزوت آلوده میشود . روش هم بدین صورت است که از بشکه های روغن یا دیگهای مسی مجهز به لوله های چگالنده هستند

که از میان حمام آبی میگذرند . مواد و آب به درون دستگاه تقطیر ریخته میشود و یک آتش مستقیم از موادی که از تقطیر پیش برجا مانده در زیر دستگاه روشن میشود .بدین ترتیب با عمل تقطیر روغن گیری انجام میشود.

 

+ نوشته شده توسط جلیل در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 و ساعت 8 بعد از ظهر |

شیمی آلی بخشی از دانش شیمی است که بررسی هیدروکربن‌ها می‌‌پردازد. به همین دلیل به آن شیمی ترکیبات کربن نیز گفته می‌شود . پسوند «آلی» یادگار روزهایی است که مواد شیمیایی را بسته به این که از چه منبعی به دست می‌آمدند، به دو دسته معدنی و آلی تقسیم می‌کردند.

مواد معدنی آنهایی بودند که از معادن استخراج می‌شدند و مواد آلی آنهایی که از منابع گیاهی یا حیوانی یعنی از موادی که توسط موجودات زنده تولید می‌شدند، به دست می‌آمدند.

در واقع تا پیرامون سال ۱۸۵۰ بسیاری از شیمیدانان معتقد بودند، که خاستگاه مواد آلی باید موجودات زنده باشند و در نتیجه این مواد را هرگز نمی‌توان از مواد معدنی سنتز نمود.

موادی که از منابع آلی به دست می‌آیند، در یک خصوصیت مشترکند: همه آنها دارای عنصر کربن هستند.

حتی پس از آن که مشخص شد این مواد لزوماً نبایستی از منابع زنده به دست آیند و می‌توان آنها را در آزمایشگاه سنتز کرد، باز هم مناسبت داشت تا نام آلی برای توصیف آنها و موادی همانند آنها حفظ شود. این تقسیم‌بندی بین مواد معدنی و آلی تا به امروز حفظ شده است.

امروزه اگر چه هنوز بسیاری از ترکیبات کربن به آسانی از منابع گیاهی و جانوری بدست می‌آیند، ولیکن بسیاری از آنها نیز سنتز می‌شوند. از ترکیبات گاهی از مواد معدنی مانند کربناتها و سیانیدها سنتز می‌شوند ولی غالباً از سایر مواد آلی تهیه می‌گردند.

دو منبع بزرگ مواد آلی که از آنها مواد آلی ساده تأمین می‌شوند، نفت و ذغال سنگ است. (هر دو اینها از مفهوم قدیمی «آلی» بوده و فراورده تجزیه (کافت) گیاهان و جانوران هستند). این ترکیبات ساده به عنوان مصالح ساختمانی، در ساختن ترکیبات بزرگ‌تر و پیچیده‌تر مصرف می‌شوند.

نفت و زغال سنگ سوختهای فسیلی هستند که در طی هزاران سال بر روی هم انباشته شده وغیر قابل جایگزینی هستند. این مواد — بویژه نفت — جهت رفع نیازهای انرژی که به طور دایم در حال افزایش است، با سرعت خطرناکی مصرف می‌گردند. امروزه کمتر از ۱۰٪ نفت برای ساختن مواد شیمیایی مصرف می‌شود و قسمت اعظم آن برای تولید انرژی سوزانده می‌شود. خوشبختانه منابع دیگری برای ایجاد نیرو از قبیل منبع خورشیدی، گرمای زمین، باد، امواج، جزر و مد و انرژی هسته‌ای وجود دارد.

اما چگونه می‌توان منبع دیگری به جای مواد آلی پیدا نمود؟ البته در نهایت باید به جایی که سوختهای سنگواره‌ای از آنجا ناشی می‌شوند یعنی توده زیستی برگشت نمود، اما این بار به طور مستقیم و بدون دخالت هزاران سال. توده زیستی قابل تجدید است و چنانچه به طور مناسب مصرف شود، تا زمانی که ما بر روی این سیاره بتوانیم وجود داشته باشیم آن هم باقی می‌ماند. در ضمن می‌گویند که نفت با ارزش‌تر از آن است که سوزانده شود.

چه خصوصیتی در ترکیبات کربن وجود دارد که آنها را از ترکیبات مربوط به صد و چند عنصر دیگر جدول تناوبی متمایز می‌سازد؟ لااقل قسمتی از این جواب به نظر می‌رسد که چنین باشد: تعداد بسیار زیادی از ترکیبات کربن وجود دارند که مولکولهای آنها می‌توانند بسیار بزرگ و پیچیده باشد.

تعداد ترکیباتی که دارای کربن هستند چندین برابر بیشتر از تعداد ترکیبات بدون کربن است. این مواد آلی در خانواده‌های مختلف قرار می‌گیرند، و معمولاً در بین مواد معدنی، همتایی ندارند.

مولکولهای آلی شامل هزاران اتم شناخته شده‌اند، و ترتیب قرار گرفتن اتمها حتی در مولکولهای نسبتاً کوچک بسیار پیچیده است. یکی از مسایل اصلی در شیمی آلی، آگاهی از طرز قرار گرفتن اتمها در مولکولها و یا تعیین ساختمان ترکیبات است.

راه‌های زیادی برای شکستن این مولکولهای پیچیده و یا نوآرایی آنها برای ایجاد مولکولهای جدید وجود دارد؛ روشهای مختلفی برای اضافه نمودن اتمهای جدید به این مولکولها و یا جایگزین نمودن اتمهای جدید به جای اتمهای قدیم وجود دارد. بخش کلان شیمی آلی به پژوهش در مورد این واکنشها اختصاص دارد، یعنی تشخیص این که این واکنشها کدامند، چگونه انجام می‌شوند و چگونه می‌توان از آنها برای سنتز یک ترکیب دلخواه استفاده نمود.

اتمهای کربن می‌توانند به میزانی که برای اتم هیچ عنصر دیگری مقدور نیست، به یکدیگر بپیوندند. اتمهای کربن می‌توانند زنجیرهایی شامل هزاران اتم و یا حلقه‌هایی با اندازه‌های متفاوت ایجاد نمایند؛ زنجیرها و حلقه‌ها می‌توانند دارای شاخه و پیوندهای عرضی باشند. به اتمهای کربن این زنجیرها و حلقه‌ها، اتمهای دیگری که عمدتاً هیدروژن و همچنین فلویور، کلر، برم، ید، اکسیژن، نیتروژن، گوگرد، فسفر و سایر اتمهای گوناگون میپیوندد.

هر آرایش مختلف از اتمها مربوط به ترکیب متفاوتی است، و هر ترکیب یک رشته ویژگیهای شیمیایی و فیزیکی ویژه خود را دارد. از این رو غیرمنتظره نیست که امروزه بیشتر از ده میلیون ترکیب شناخته شده کربن وجود داشته باشد و هر سال به این تعداد نیم میلیون ترکیب تازه افزوده گردد. تعجب‌آور نیست که بررسی این ترکیبات، رشته ویژه‌ای را در شیمی به خود اختصاص دهد.

شیمی آلی اهمیت فوق‌العاده زیادی در تکنولوژی دارد و در واقع، شیمی رنگدانه‌ها و داروها، کاغذ و جوهر، رنگهای نقاشی و پلاستیکها، بنزین و تایرهای لاستیکی است؛ همچنین، شیمی غذایی است که می‌خوریم و لباسی است که می‌پوشیم.

شیمی آلی شالوده زیست‌شناسی و پزشکی است. ساختمان موجودات زنده، به غیر از آب، عمدتاً از مواد آلی ساخته شده‌اند؛ مولکولهای مورد بحث در زیست‌شناسی مولکولی همان مولکولهای آلی هستند. زیست‌شناسی در مقیاس مولکولی همان شیمی آلی است.

شاید دور از انتظار نباشد که بگوییم ما در عصر کربن زندگی می‌کنیم. هر روزه، روزنامه‌ها ذهن ما را متوجه ترکیبات کربن نظیر کلسترول و چربیهای اشباع نشده، هورمونها و استروییدها، حشره‌کشها و فرومونها، عوامل سرطانزا و شیمی درمانی، DNA و ژنها می‌نمایند. به خاطر نفت، جنگها به راه افتاده است.

وقوع دو فاجعه بشریت را تهدید می‌کند و هر دو ناشی از تجمع ترکیبات کربن در جو است؛ یکی نازک شدن لایه ازون که عمدتاً به واسطه وجود کلروفلویورو کربنها است و دیگری پدیده گلخانه که به خاطر حضور متان، کلروفلویور و کربنها و سرآمد همه کربن دی‌اکسید است.

شاید به همین مناسبت بوده است که مجله Science در سال ۱۹۹۰، الماس را که یکی از فرمهای آلوتروپی کربن است به عنوان مولکول سال انتخاب کرده است. و مولکول آلوتروپ تازه‌یاب فولرن باکمینستر کربن ۶۰ (buckminsterfullerene-C۶۰) است که هیجان بسیاری را در دنیای شیمی ایجاد کرده است، هیجانی که از «زمان ککوله تاکنون» دیده نشده است.

در بحث شیمی آلی، آموختن اعداد یونانی و پیشوندهای اعداد یونانی به عنوان یک پیش نیاز مطرح می‌گردد. این اعداد در نام گذاری انواع هیدرو کربن‌ها مصرف دارند.

+ نوشته شده توسط جلیل در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 و ساعت 8 بعد از ظهر |

شکلات از دانه های درختی بنام تیوبروما کاکایو بدست می آید ، تیوبروما یک لغت یونانی است به معنی “غذای پادشاهان “!!! آزتک ها “بومیان امریکای مرکزی ” از قرنها قبل این درخت را حسابی تحویل میگرفتند

و حتی از دانه های آن بعنوان پول استفاده میکردند ، همین آزتک ها بودند که کشف کردند با له کردن دانه های این درخت و اضافه کردن ادویه به آن ، میتوانند یک نوشیدنی تلخ اما قوی درست کنند .

در قرن شانزدهم ، دریانوردان اروپایی این ماده را در بازگشت از امریکا به کشورهای خودشان بردند و به آن شکر اضافه کردند و خیلی زود این ماده تلخ و شیرین تبدیل به یک نوشیدنی پر طرفدار گران و لوکس در اروپا شد.

حدود سال ۱۸۰۰ میلادی اولین شکلاتهای کاکایویی با اختراع تکنیک های قالب گیری به بازار آمد ، با استفاده از آسیابهای مکانیکی می شد به راحتی دانه های درخت کاکایو را له و پودر نرمی از آن درست کرد ، با گرم کردن و ریختن این پودر در قالب اولین شکلات کاکایویی متولد شد .

در سال ۱۸۲۵ یک هلندی موفق شد که از دانه های کاکایو کره بگیرد ، به این ترتیب یک قدم بزرگ دیگر در صنعت شکلات سازی برداشته شد .

چندین سال بعد رودلف لینت سوییسی ، کره کاکایو را به شکلات کاکایویی اضافه کرد تا نرمتر شوند .

در سال ۱۸۷۵بود که سوییس دنیل با بکار بردن شیر در ساخت شکلات ، شکلاتهایی نرمتر و شیرین تر از شکلاتهای کاکایویی ساخت ، وقتی که کارخانه نستله ، شیر را به صورت پودر یا همان شیر خشک تولید کرد شکلاتهای شیری رونق گرفتند چرا که پودر شیر خیلی بهتر از شیر مایع با کاکایو مخلوط میشد .

در حقیقت کره کاکایو ، که مهمترین ماده تشکیل دهنده شکلات است مخلوطی از چربیهای سیر شده و سیر نشده ” تری گلیسریدها”است که مقادیر نسبی آنها به کشور مبدا بستگی دارد، برخی از تری گلیسریدهای سیر نشده در کره کاکایو نقطه ذوب پایینی دارند و همین باعث میشود که در دمای اتاق تا اندازه ای به حالت مایع در آیند ، افزودن چربی شیر به شکلات مقدار تری گلیسریدهای سیر نشده در آن را بالا میبرد و نسبت چربی مایع را زیاد میکند و به همین دلیل است که شکلات شیری نرمتر از شکلاتهای تیره هستند .

سطح یک شکلات با کیفیت خوب شامل تعداد زیادی بلور ریز و کوچک چربی است که میتوانند نور را منعکس کنند و به آن ظاهری براق بدهند ، هر گونه شکاف ، ترک و یا حتی اثر انگشت روی سطح شکلات میتواند باعث بزرگ شدن بلورهای کوچک و نوک تیز چربی شود ، وقتی بلورها به اندازه ای برسند که بتوانند نور را از سطح پراکنده سازند به شکلات ظاهری کدر و مات خواهند داد …..
+ نوشته شده توسط جلیل در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 و ساعت 8 بعد از ظهر |

امروزه بیش از ۷۵ درصد خانمها وشمار زیادی از آقایون موهای خود را رنگ می کنند.آیا دوست دارید با فرایند رنگ کردن مو وهمچنین بی رنگ کردن (دکلره) بیشتر آشنا شوید؟

اولین رنگ موشیمیایی بی خطر در سال ۱۹۰۹ توسط شیمیدانی فرانسوی بنام یوگن شالر با استفاده ازپارا فنیلن دی آمین ساخته شد.

این فرایند نتیجه زنجیره ای از واکنشهای شیمیایی بین مولکولهای موورنگدانه هادر حضور پر اکسید وآمونیاک می باشد.

مو چیست؟                                             

این فرایند نتیجه زنجیره ای از واکنشهای شیمیایی بین مولکولهای موورنگدانه هادر حضور پر اکسید وآمونیاک می باشد.

قسمت عمده مو از کراتین تشکیل شده است کراتین پروتیینی است که در پوست وناخن ها نیز یافت می شود.دو پرو تیین دیگر نیز در مو وجود داردبه نامهای eumelanin و phaeomelanin که نسبت کمی آنها در مو ی هر فرد رنگ طبیعی موهای او را تعیین می کند.یو ملانین باعث ایجاد رنگهایی بادرجه مشکی تا قهوه ای می شود در حالیکه فایو ملانین مسیول ایجا د رنگهایی در محدوده طلایی تا قرمز می باشد. حال اگر هیچ کدام از این دونوع ملا نین حضور نداشته باشند موها به رنگ سفید-خاکستری در می آید.

رنگهای طبیعی

انسانها از هزاران سال پیش موهای خود را با استفاده از رنگهای طبیعی ومعدنی رنگ می کردندبعضی از مواد طبیعی شامل رنگدانه هستند(مانند حنا ویا پوست گردو)و بعضی دیگر نیز شامل سفید کننده های طبیعی می باشندکه باعث ایجاد واکنشهایی می شوند که رنگ مو را تغییر می دهدمثلا شرابی می کند.رنگهای طبیعی معمولا محور مو را با رنگ می پوشانند.بعضی از این رنگها پس از چند بار شستشوی مو از بین می روند ولی لزوما بی خطرتر از رنگهای شیمیایی نیستند.البته به طور قاطع نمی توان رنگهای طبیعی رو به رنگهای شیمیایی تر جیح داد به ویژه که عده ای ممکنه نسبت به اونها آلرژی داشته باشند.

بی رنگ کننده ها چگونه عمل می کنند؟
بی رنگ کننده ها با ملانین موجود در مو واکنش داده ورنگ مو را در یک واکنش غیر قابل بازگشت از بین می برند.در واقع مولکولهای ملانین را اکسید می کنند.

البته ملا نین در مو باقی می ماند ولی مولکولهای آن پس از اکسید شدن دیگر رنگی ندارند. پس از استفاده از مواد بی رنگ کننده( دکلره) موهای شما به رنگ زرد کم رنگ در می آید که این به دلیل مولکولهای پروتیینی سازنده مو به نام کراتین می باشد. رنگ طبیعی کراتین زرد کم رنگ است.بی رنگ کننده ها با رنگ دانه یو ملانین خیلی بهتر وسریعتر از فایو ملانین واکنش می دهند. به همین دلیل رنگ باقیمانده مایل به طلایی یا قرمز رنگ می شود.بی رنگ کننده در واقع پر اکسید حل شده در یک حلال قلیایی است که این حلال محور مو را باز می کند تا پر اکسید با ملانین مو واکنش دهد.

رنگ موهای پایدار

در فرایند رنگ کردن مو کوتیکول(پوسته خارجی مو) باز و شکافته می شود تارنگ مو در داخل محور مو قرار گیرد. پس از باز شدن کوتیکول رنگ با پروتیین های کورتکس واکنش داده.تا رنگ طبیعی مو را از بین ببرد

بیشتر رنگ مو ها در دو مرحله عمل می کنند (این دو مرحله همزمان اتفاق می افتند)نخست رنگ اولیه مو را از بین برده وسپس رنگ جدید را جایگزین می کنند. در واقع شبیه همون دکلره کردن با این تقاوت که پس از بی رنگ کردن رنگ جدید با پروتیینهای درون مو واکنش داده وجایگزین می شود. آمونیاک ماده قلیایی است که نقش آن باز کردن کوتیکول مو می باشد. برای اینکه رنگ داخل کورتکس نفوذ کرده وجایگزین شود در واقع این ماده در کنار پر اکسید ورنگ مو مانند یک کاتالیز ور عمل می کند. پر اکسید نیز به عنوان یک عامل اکسید کننده عمل می کند که رنگ قبلی را از بین می برد. هنگام شکستن پیوندهای شیمیایی موتوسط پر اکسید مقداری گوگرد آزاد می شود که باعث ایجاد بوی خاصی می شود که این بو مشخصه ی موهای رنگ شده است. پس از اینکه ملانین بی رنگ شد یک رنگ دایمی با کورتکس مو واکنش می دهد.

انواع گوناگونی از الکلها وحالت دهنده هاا نیز در تولید رنگ مو استفاده می شود. حالت دهنده ها کوتیکول مو راپس از رنگ کردن می بندند تا رنگ جدید پایداری بیشتری پیدا کند.

 

منبع:

http://www.academist.ir/?p=369

+ نوشته شده توسط جلیل در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 و ساعت 7 بعد از ظهر |

روکشها و چسبها قدمت طولانی و قدیمی دارند ، از آنجایی که اولین هنرمندان تاریخ خاک رس را برای رنگ آمیزی دیوارهای غار مورد استفاده قرار دادند ، علم روکشها و پوششها به تدریج تکامل یافت نقاشان اولیه ارزش روغنها را برای نقاشی دیوارهای بیرونی کلیسا و دیرها کشف کردند ، بعد ها جلا دهنده های طبیعی بعنوان پوششهای زیستی و سپس Lacqucrs

بصورت نیترات سلولز بکار گرفته شدند. با توسعه پلیمرهای مصنوعی در قرن بیستم

صنعت روکشها از پلی استرهای جلا دهنده قدیمی منشعب شد و رنگها در سال ۱۹۲۰ معرفی شدند که نسبت به رنگهای لاتکس ” قدیمی تر شامل پلیمرهای قابل امولسیون در آب هستندبهتر بودند. ابتدا رنگهای دیواری لاتکس بر اساس کوپلیمرهای استیرن - بوتادین ساخته شده اند وسپس رنگهای بهتر لاتکس با بکار گرفتن پلی “وینیل استات ” و انواع پلی ” اکریلات استر ” ها ساخته شدند .

چسبها نیز تاریخ مشابهی دارند و منشا آنها در قدیم صمغ طبیعی ، قیر ، رزین و حتی خون بوده است . چسبهای نشاسته و نیترات سلولز بعدا بدست آمده اند چسبها نیز مانند روکشها در اثر تکامل پلیمرهای مصنوعی بدست آمده اند ، پلیمرهای فرمالدهید ، اوره و فرمالدهید و فنل که امروزه بصورت گسترده به ویژه در صنایع چوب ” تخته چندلاو پارتیکل و غیره ” بکار میروند، در مراحل بعدی بطور نهایی سیانو اکریلاتها و غیره بدست آمدند ، در سالهای اخیر صنعت چسبها از سایر پلیمرهای مهم از جمله تعدادی از انواع با مقاومت بالا در برابر حرارت برای استفاده در سفینه های فضایی بکار میروند ، در صنایع چسبها و روکشها پیش از استفاده از پلیمرها ، از مواد کمپلکس استفاده میشد که فرمولاسیون آنها شامل حلالهای پایدارکننده و پرکننده و انواع دیگری از افزودنیهای دیگر بوده است
+ نوشته شده توسط جلیل در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 و ساعت 7 بعد از ظهر |

نگاه اجمالی

 هدف از جداسازی ، حذف مزاحمت‌ها ، غلیظ کردن محلول مورد نظر و یا سایر موارد است. برای جداسازی از اختلاف در خصوصیات فیزیکی استفاده می‌شود، مثل فراریت ، حلالیت و ضریب تقسیم مواد__ و ... . در آنالیز و جداسازی مواد مختلف از تکنیک‌های ویژه‌ای برحسب نوع و ساختار مواد و مخلوط‌ها استفاده می‌شود که برخی از آنها که معروف بوده و حائز اهمیت بیشتری هستند، در زیر می‌آوریم.

.

تقطیر            

اگر هدف از تقطیر ، جداسازی یک مخلوط به اجزای بالا باشد، از تقطیر ساده برای جداسازی اجزاء استفاده می‌شود. اما اگر همه اجزاء فرار باشند، از تقطیر جزء به جزء برای جداسازی استفاده می‌شود. اگر یک مخلوط تولید آزئوتروپ کند، ( مثل آب و الکل) نمی‌توان از روش تقطیر جزء به جزء ، اجزای آن را جدا کرد. برای جداسازی این مخلوط از روش‌های تقطیر با بخار آب ، تقطیر در خلاء و تقطیر ناگهانی استفاده می‌کنند.

در تقطیر با بخار آب هیچگاه درجه حرارت تقطیر از نقطه جوش آب بیشتر نمی‌شود. ترکیباتی نظیر تولوئن ، اتیلن ، گلیسیرین و اسیدهای چرب از این طریق جدا می‌شوند. برای جلوگیری از تجزیه مایعاتی که دارای نقطه جوش بالایی هستند از تقطیر در خلاء استفاده می‌شود. با کاهش فشار ، نقطه جوش مایع کاهش پیدا می‌کند.

در تهیه آب آشامیدنی از آب دریا و تهیه آب مقطر نیروگاه‌ها از تقطیر ناگهانی استفاده می‌شود. در این روش مایع بطور مداوم وارد و بخار بطور مداوم خارج می‌شود.

رسوب دادن

نوعی روش جداسازی است که اساس آن اختلاف حلالیت اجسام می‌باشد. یعنی جزیی که حلالیت کمتری دارد زودتر جدا می‌شود. با افزایش نیروی جاذبه سرعت ته‌نشین شدن افزایش پیدا می‌کند. عمل سانتریفوژ در واقع بر همین اساس است.

 

استخراج

اساس این روش ، اختلاف حلالیت یک جزء در دو حلال غیر قابل حل در یکدیگر است. اگر دو حلال غیر قابل استخراج ، مایع باشند، به این روش استخراج مایع ـ مایع گویند و اگر یک جسم جامد به وسیله یک حلال استخراج شود، به آن استخراج جامد ـ مایع گویند (مثل استخراج اسانس‌ها ، عصاره‌ها و روغن از دانه‌های گیاهی). عموما دو فاز مورد استفاده ، یکی آب است و دیگری یک حلال آلی.

مقداری از جسم در فاز آبی و مقداری نیز در فاز آلی می‌باشد. بازده استخراج با ضریب تقسیم نسبت مستقیم دارد. دوبار استخراج با حجم کمتر از حلال آلی همیشه موثر از یک بار استخراج با حجمی مساوی دو برابر حجم اول است. چون در حالت اول ، مقدار وزن ماده باقی‌مانده محلول در آب ، کمتر از حالت دوم خواهد بود.

 

+ نوشته شده توسط جلیل در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 و ساعت 7 بعد از ظهر |

یکی از روش های اساسی برای جدا سازی مایعات فرار در آزمایشگاه تقطیر است. در این روش محلول ( ماده ناخالص ) با حرارت تبخیر شده و پس از سرد و متراکم شدن از هم جدا می شوند.برای تقطیر روش های متفاوتی وجود دارد که انتخاب هر روش به خواص مایع تقطیر شونده و ناخالصی های موجود در آن دارد.برخی از تکنیک های تقطیر عبارت است از:

تقطیر ساده، تقطیر جزء به جزء، تقطیر در فشار کم، تفطیر با بخار آب، تقطیر در مسیر کوتاه.

اساس عمل تقطیر بر این پایه استوار است که مواد مخلوط شده با هم به علت اختلاف نقطه ی جوش در حالت مایع و بخار درصد متفاوتی پیدا می کنند. مثلا" اگر دو مایع A و B که اختلاف جوش دارند و نقطه ی جوش A بیشتر از B است به نسبت 40 درصد A و 60 درصد B با هم ممزوج شوند و آنها را تبخیر کنیم درصد آنها در حالت بخار با درصد آنها در مایع فرق خواهد کرد.مثلا" به صورت 20 درصد A و80 درصد B می شود که اگر آنها را سردکنیم مخلوطی به دست می آید که نسبت به مخلوط اولیه خالص تر است و اگر این عمل را مرتبا" تکرار کنیم خالص تر شده در نهایت ماده خالص به دست می آید.وجود ناخالصی ها دریک مایع نقطه ی جوش را بالا می برد. لذا قبل از آن که محلول به جوش آید اجزاء فرار آن زود تر تبخیر شده و درصد آن جزء در بخار بالای محلول بیشتر می شود.

   تقطیر ساده

معمولا" اگر دو ماده ای که با هم ممزوج شده اند اختلاف فشار بخار زیادی داشته باشند از این روش می توان برای جدا سازی آنها استفاده کرد . مانند خالص سازی آب و نمک.                                                                                                                                                                      شکل 1

روش کار:

درآزمایشگاه برای تقطیر ساده از دستگاهی مطابق شکل (1)استفاده می شود. ماده ی تقطیر شدنی را در بالن ریخته تا حدود3/1 آن پر شود مقدار زیاد تر بازده عمل راکاهش می دهد. به آنچه که پس از عمل تقطیر در ته بالن باقی می ماند ته دیگ می گویند. لازم به ذکر است که در ضمن عمل تقطیر مرتبا" به غلظت محلول اضافه می شود. معمولا" وقتی مایعی را بدون بهم زدن حرارت می دهیم در بخشی از داخل مایع حرارت به حدی زیاد می شود که دمای آن از نقطه ی جوش بالا تر رفته ولی مایع نمی جوشد. در این حالت اصطلاحا" می گوییم که در نقطه ی جوش تاخیر صورت گرفته است. برای پیشگیری از این تاخیر می توان از چند عدد سنگ ریزه ی خشک استفاده کرد و آنها را در بالن انداخت. به این سنگ ریزه ها سنگ جوش می گویند.

بخــاراتـی که ازبـالـن تقطیر متـصاعد می شـود در حیـن عبور ازمبرد به تدریج سرد و متـراکم شده و به مایع تبدیل می شـود. به این مایع مقطره می گویند. لوله ی مبرد دارای دو جدار داخلی وخارجی است. جدار داخلی آن معمولا" مارپیچ بوده و بخارات ضمن عبور از آن سرد و متراکم شده و مایع می شود.جدار خارجی آن به صورت غلافی روی دیواره ی داخلی را پوشانده است و دارای دو مجرای ورودی و خروجی آب سرد می باشد. آب از پایین وارد و از بالا خارج می شود. پس از جوش آمدن محلول دمای شعله را طوری تنظیم می کنیم که در هر ثانیه حد اکثر یک قطره خارج شود.

پرسش:

چرا آب سرد از لوله ی پایینی وارد می شود؟

چون اگر از بالا وارد شود پر نشده خالى مى شود و قسمت پايين دستگاه تقطير گرم تر است و ورود آب سرد گرماى بشترى را مى گيرد

دستگاه تقطير يك نوع مبدل حرارتي است كه اگر جريان آبّ سرد از پايين وارد شود جهت هر دو جريان در داخل مبدل حرارتى هم سو خواهد بود و مبدل از نوع جريان موازى مى شود و اگر لوله آب سرد از بالا وارد دستگاه تقطير شود جهت هر دو جريان در داخل مبدل حرارتى ناهم سو خواهد بود و مبدل از نوع جريان متقابل مى شود. 

   تقطیر جزء به جزء

اگر موادی که با هم ممزوج شده اند نقطه ی جوش نزدیکی داشته باشند و یا شامل چند نوع مایع مختلف باشد معمولا" از تقطیر جزء به جزء استفاده می شود. در این روش مبرد به صورت عمودی روی بالن قرار می گیرد و بخارات ضمن صعود به ترتیب نقطه ی جوش تفکیک می شود. مایعاتی که نقطه ی جوش پایینی دارند ابتدا از مبرد خارج می شوند. در این روش تنظیم دمای شعله و دمای بخاراتی که متصاعد می شود بسیار مهم است. معمولا" مقطرات فواصل دمایی مختلف را جمع آوری کرده و سپس آنها را مجددا" تقطیر می کنند یا پس از هر مرحله مایع خالص تر به دست می آید.

+ نوشته شده توسط جلیل در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 و ساعت 7 بعد از ظهر |

هدف:

مقايسه واكنش چند نمونه الكل با اكسنده هاي قوي در محيط هاي مختلف.

تئوري آزمايش :

الکلها از مهم ترين ترکيبات آلي اکسيژن دار به شمار مي روند . در گروه آنها يک گروه هيدروکسيل, به يک اتم کربن سير شده (کربن با هيبريد sp3) متصل است . گروههيدروکسيل را عامل الکلي مي نامند .

فرمول کلي الکلها به صورت R-OH نمايش داده مي شود .R ممکن است نوع اول يا نوع دوم يا نوع سوم باشد . به اين ترتيب الکلها را نيز نوع اول , نوع دوم و نوع سوم طبقه بندي مي کنند

خواص فيزيکي الکلها با خواص فيزيکي هيدروکربنها بسيار متفاوت است . مثلا دماي جوش الکلها خيلي بيش تر از هيدروکربنهايي است که جرم مولکولي تقريبا يکسان دارند . دماي جوش زياد الکلها را مي توان به پيوند هيدروژني نسبت داد .

پيوند هيدروژني نوعي جاذبه ي مولکولي است و بين مولکولهايي به وجود مي آيد که هيدروژن متصل به يک عنصر الکترونگاتيو قوي مانند فلوئور يا اکسيژن يا نيتروژن دارند . پيوند O-H در الکلها به شدت قطبي است , زيرا اکسيژن الکترونگاتيوتر از هيدروژن است و الکترونهاي پيوندي را به سوي خود مي کشد . در نتيجه , اکسيژن مقداري بار منفي و هيدروژن مقداري بار مثبت پيدا مي کند .به اين ترتيب مولکولهاي الکل مي توانند يکديگر را جذب کنند و مجموعه هاي مولکولي تشکيل دهند .

تست متداول براي الکلها يا ديگر اجسامي که داراي گروههاي قابل اکسيده شدن نظير آلدئيدها مي باشند , تست اسيد کروميک است . تست لوکاس و تست يدوفرم اطلاعات ساختماني بيشتري راجع به مولکول مورد نظر مي دهند .

] تست اکسيداسيون کروميک اسيد :

اين تست بر پايه ي تواناييي الکل هاي نوع اول ودوم در اکسيد شدن به وسيله ي اسيد کروميک استوار مي باشد که وجه تمايز اين الکلها از الکل نوع سوم مي باشد . براي الکلهايي با وزن مولکولي پايين اسيد کروميک مائي را مي توان مورد استفاده قرار داد .

 

تست لوکاس :

معرف به کار برده شده در اين تست مخلوط يک مول اسيد کلريدريک غليظ حاوي يک مول کلرر روي همراه با آن ميباشد . تست لوکاس بر اساس ميزان سرعت تشکيل آلکيل کلرايد , الکلهاي نوع اول , دوم و سوم را از هم مشخص مينمايد . براي اين که به نتايج تست اعتماد کامل داشته باشيم , بايستي الکل مورد آزمايش در آب محلول باشد (طبقه s) .

 

سهولت در تبديل الکل به کلرايد , بستگي به پايداري کربوکاتيون مربوطه دارد .

+ نوشته شده توسط جلیل در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 و ساعت 7 بعد از ظهر |

اسانس ها به طور کلی ترکیبهای معطری هستند که در اندامهای مختلف گیاهان یافت میشود .به علت تبخیر در مجاورت هوا در حرارت عادی , آنها را روغنهای فرار یا اتری یا اسانس های روغنی می نامند.

اسانسها به طور کلی بیرنگ هستند بخصوص هنگامی که تازه تهیه شده باشند ولی در اثر مرور زمان به علت اکسیداسیون و رزینی شدن رنگ آنها تیره میشود .برای جلوگیری از این تغییرات باید اسانس ها را در مکان خنک ، خشک ، ظرفهای سربسته و پر ، از جنس شیشه نگهداری کرد .

اسانس ها در الکل محلول و به میزان کمی در آب حل می شوند، ساختمان شیمیایی آنها مخلوطی از استرها ، آلدهیدها ، الکل ها ، ستن ها ، ترپن ها می باشد.

به طورت خوراکی اسانس ها به عنوان دسته موادی که اثر تحریک کننده ملایمی روی مخاط دهان و جهاز هاضمه دارند مصرف میشوند به طوری که ایجاد گرما ، همچنین زیاد شدن بزاق میکنند ، دفع آنها از ریه ها و پوست و کلیه می باشد مصرف بعد از غذای آنها بعنوان ضد نفخ و برای برطرف کردن ناراحتیهای معده و نفخ روده ای و همچنین برای جلوگیری از عوارضی که در اثر خوردن مسهل بوجود می آید مفید می باشد . همچنین بعنوان بخور برای ناراحتیهای دستگاه تنفسی استفاده میشود .اسانس ها در تماس با پوست ایجاد تحریک و قرمزی می نمایند.به طوری که ابتدا یک احساس اگزما و سوزش دست میدهد که با بیحسی خفیف موضعی همراه است . به این دلیل بعنوان محرک جلدی در التهابات مزمن و آرام کردن دردهای عصبی و رماتیسمی بکار برده میشود باید دانست که ایجاد حساسیت وجود دارد . بنابراین برای جلوگیری از ایجاد تاول باید احتیاط کامل بعمل آید .

اسانسهای روغنی بعنوان طعم دهنده داروها و غذاها مورد استفاده قرار میگیرند.

اسانسها ممکن است مستقیما توسط پرتوپلاسم به وسیله تجزیه مواد رزینی غشا سلول یا از هیدرولیز بعضی از گلیکوزیدها حاصل شوند .در گیاهان تیره کاج اسانس ها ممکن است در تمام سلولها وجود داشته باشند .در گل سرخ اسانس ها به مقدار قابل ملاحظه ای در گلبرگها وجود دارند.

اسانسهاممکن است دارای خاصیت دورکنندگی حضرات باشند که بدین وسیله از خراب شدن گلها وبرگها جلوگیری میکنند و یا ممکن است که بعنوان جلب کننده حشرات برای عمل گرده افشانی باشند.

اگر چه ترکیب شیمیایی اسانسها ممکن است متفاوت باشند اما در بعضی خواص فیزیکی مشترک می باشند ، اسانسها دارای بوی مشخص و ضریب شکست قوی بوده و اغلب بر روی نور پلاریزه موثر می باشند، بسته به قدرتی که در چرخاندن نور پلاریزه دارند میتوان آنها را شناسایی کرد.

+ نوشته شده توسط جلیل در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 و ساعت 11 قبل از ظهر |

 ترکیباتی هستند که گروه آمین به حلقه آروماتیک یا هترو آروماتیک متصل است. با شناختی که از حلقه آروماتیک و ساختار نیتروژن وجود دارد، به‌سهولت می‌توان پیش‌بینی کرد که حلقه آروماتیک موجب افزایش قدرت اسیدی و کاهش خصلت بازی آمین‌های آروماتیک می‌شود. ساختمان نوعی پروتئین دارای آمین آروماتیک روشهای تهیه آمین‌های آروماتیک روش آزمایشگاهی روش ساده برای سنتز آمین‌های آروماتیک ، احیای ترکیبات نیترو است.

معمولا در آزمایشگاه از اسید کلریدریک و فلزاتی چون روی ، قلع ، یا آلومینیم و حتی برای احیای گروههای نیترو استفاده می‌شود.

 روش صنعتی

 در صنعت برای احیای مشتقات نیترو و تبدیل آن به آمین مربوطه از آهن قراضه استفاده می‌شود و مقدار کمی اسید بعنوان کاتالیزور به محیط اضافه می‌گردد. مزایای این روش در این است که گذشته از آمین ، اکسید آهن نیز تولید می‌شود. همچنین می‌توان با اندکی تغییر در شرایط کار به مشتقات آریل هیدروکسید آمین ، آزو بنزن ، دی‌فنیل هیدرازین و N– اکسی دی آزوبنزن نیز رسید که به آن ، سنتز Haber گویند.

 استفاده از کاتالیزورها در حضور کاتالیزورهایی مثل نیکل ، پلاتین یا پالادیم نیز می‌توان ترکیبات نیترودار را هیدروژن‌دار کرد و آمین مربوطه را بدست آورد. با این روش آمین‌های آروماتیک در مقیاس تجاری تهیه می‌شود. واکنشهای حذف – افزایش اگر هالیدهای آروماتیک تحت تاثیر آمیدورسدیم در آمونیاک مایع قرار داده شوند، ابتدا واکنش حذف انجام می‌گیرد و ترکیب فعالی به نام بنزاین تولید می‌شود که تحت تاثیر آمیدورسدیم قرار گرفته ، آمین مربوطه را تولید می‌نماید.

واکنش مشابه با هالیدهای نفتالین به تشکیل دو نوع آمین منجر می‌شود.

واکنشهای جانشینی هسته‌خواهی روش دیگر تهیه آمین‌های آروماتیک ، انجام واکنشهای جانشینی هسته‌خواهی است. بعنوان مثال از واکنش آنیلین با نمک آنیلینیوم هیدروکسید کلراید آمین‌های نوع بالاتر سنتز می‌شود. تهیه نیتروزو آمین هرگاه آمین‌های آروماتیک نوع اول در حضور محلول سرد و آبکی یک اسید معدنی و نیتریت سدیم قرار گیرد، ترکیب N– نیتروزو آمین تشکیل می‌گردد. آمین‌های آروماتیک نوع دوم نیز تحت شرایط ذکر شده بالا ترکیب N – نیتروزوی مربوطه را تولید می‌کنند. آمین‌های آروماتیک سه استخلاف‌دار مانند N و N– دی متیل آنیلین نیز با اسید نیترو واکنش می‌دهند و در نهایت پارا نیتروزو - N و N – دی متیل آنیلین تولید می‌نماید.

ساختمان آنیلین نمکهای دی آزونیوم آمین‌های آروماتیک نوع اول و محلول سرد و آبکی اسیدهای معدنی و نیتریت سدیم با هم واکنش می‌دهند. ابتدا ترکیب N– نیتروزو آمین تشکیل می‌شود که در حضور مازاد اسید معدنی به نمک دی آزونیوم تبدیل می‌گردد. نمکهای دی آزونیوم خیلی فعال هستند بطوریکه در دمای حوالی صفر درجه خود بخود شکسته می‌شوند. از این‌رو لازم است که پس از تولید بلافاصله مصرف شوند.

بطور کلی نمکهای دی آزونیوم آمین‌های آروماتیک در دو دسته مهم از واکنشها شرکت می‌کنند:

1.       دسته اول ، واکنشهای جانشینی هستند که در جریان این واکنشها نیتروژن آزاد می‌شود و گروه دیگری بجای آن جانشین می‌گردد.

2.       دسته دوم واکنشهای زوج شدن هستند که طی آن ، نمک دی‌آزونیوم از طریق نیتروژن به یک گروه آروماتیک یا هترو آروماتیک متصل می‌شود.

 هر دو دسته واکنش از نظر سنتزی بسیار با اهمیت هستند. شناساگر متیلا اورانژ ( هلیانتین) شناساگر معروف هلیانتین ، از واکنش نمک دی آزونیوم سولفانیلیک اسید با N و N– دی متیل آنیلین بدست می‌آید. این ترکیب دارای گروه عاملی -N=N- است. ترکیبات دارای این گروه عاملی به ترکیبات آزوئیک موسومند. خیلی از این ترکیبات در رنگرزی مورد استفاده قرار می‌گیرند. استامینوفن آنیلین یا پاراهیدروکسی آنیلین در محلولهای آبکی و اسیدی با انیدرید استیک ترکیب می‌شوند و مشتق N – آکسیل‌دار تولید می‌کنند. واکنش آکسل‌دار شدن پاراهیدروکسی آنیلین به داروی بسیار مهم استامینوفن منجر می‌شود.

سولفا پیریدین و سولفا تیازول 2- آمینو پیریدین و 2- آمینوتیازول با سولفونیل کلرید واکنش می‌دهد و به ترتیب سولفا پیریدین و سولفا تیازول تولید می‌کند که دارای اثرات دارویی بسیار مهم است.

+ نوشته شده توسط جلیل در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 و ساعت 11 قبل از ظهر |

LSD یکی از قویترین داروهای توهم زای شناخته شده است که در سال ۱۹۳۸ بوسیله یک شیمیدان سوییسی به نام آلبرت هوفمن ساخته شد که به توسعه و گسترش داروها از ترکیباتی که در ارگات (یک قارچ که به گندم سیاه حمله می کند) موجود بودند علاقمند بود . با اینکه LSD بطور خالص سنتز می شود ، نشانه هایی از فعالیت بیولوژیکی اش می تواند با دنبال کردن تاریخچه قارچی که از آن مشتق شده است فهمیده شود .

ارگات :

ارگات گندم سیاه بوسیله یک قارچ به نام Claviceps Purpureaکه به شکل انگلی در گندم سیاه و به مقدار کمتری در دیگر انواع حبوبات و علف وحشی می روید تولید می شود . ارگات گندم سیاه Secale Cornutum بطور متنوعی برای داروها بکار می رود . ارگات یک تاریخچه جذابی دارد . یک زمانی به عنوان یک سم از آن می ترسیدند . اما با گذر زمان بعنوان یک انبار از داروهای با ارزش در نظر گرفته شد . ارگات در اولین سالها بعنوان مسبب وقایع مسمومیت دسته جمعی هزاران نفر نام برده می شد . این بیماری به دو شکل قانقاریا ( Ergotismus gangraenosus) و تشنج ( Ergotismus convulsivus ) ظاهر می شد . وقایع مسمومیت ارگات در حد اپیدمی بیشتر در کشورهای اروپایی شامل بخش مرکزی روسیه ثبت شده اند . در قرن هفدهم کشف شد که نانهای حاوی ارگات مسبب مسمومیت بودند .

ارگات بعنوان یک دارو :

اولین اشاره از یک کاربرد دارویی از ارگات ، بعنوان یک دارو برای تسریع کردن زایمان در یادداشتهای آدام لونیتزر پزشک شهر فرانکفورت در ۱۵۸۲ یافته شده است . ارگات از زمانهای قدیم بوسیله قابله ها بکار می رفته است . استفاده از ارگات برای این اهداف دوامی نداشت ، زیرا دوزهای نامعلوم به تشنج رحمی و خطر برای بچه منجر می شد . در ۱۸۰۸ این دارو به آکادمی داروها پیوست .

اوایل ۱۹۳۰ یک دوره جدیدی را برای تحقیقات ارگات به ارمغان آورد که با تعیین ساختار شیمیایی ، عامل فعال شیمیایی اصلی آلکالوییدهای ارگات آغاز شد . در نهایت W. A. Jacobs و L.C. Craig از انستیتوی Rockefeller نیویورک موفق به جداسازی و توصیف هسته عمومی و مشترک همه آلکالوییدهای ارگات شدند . آنها آن را لیزرژیک اسید نامیدند .

کشف LSD :

در اواخر ۱۹۳۰ آلبرت هوفمن در بخش داروشناسی سندز در بازل سوییس کار می کرد . او مشتقهای لیزرژیک اسید را همراه با واکنشهای اصولی گروه اسیدی با معرف گوناگون برای تولید کردن آمیدها ، انیدریدها ، استرهای … مربوطه مطالعه می کرد . یکی از این مشتقها دی اتیل آمید بود که بوسیله افزودن گروه –N(C۲H۵)۲ ساخته شد و
LSD –
۲۵ نامیده شد . با وجود گزارش تحقیق که خاطر نشان کرد که جانوران آزمایشگاهی در حین حالت بی حسی و خواب آلودگی ، بی قرار
می شوند ، ماده جدید به نظر نمی رسید که خواص دارویی ویژه مفیدی داشته باشد . برای پنج سال بعدی از ماده LSD – ۲۵ چیزی شنیده نشد . اما بخاطر چند دلیل ، هوفمن نمی توانست LSD – ۲۵ نسبتا غیر جذاب را فراموش کند . در کتابش او می گوید :
یک دلهره عجیب و غریب و احساسی که این ماده می تواند خواص دیگری از آنچه که در اولین تحقیقات تصدیق شده است داشته باشد ، من را تحریک می کند . پنج سال بعد از اولین سنتز ، LSD – ۲۵ برای آنکه یک نمونه بتواند به بخش داروشناسی برای آزمایشهای بعدی داده شود ، دوباره ساخته شد . “

پس در بهار ۱۹۴۳ او سنتز را تکرار کرد . ورودش به این آزمایش در دفتر وقایع روزانه آزمایشگاهی اش در ۱۹ آوریل ۱۹۴۳ ، در زیر ذکر شده است :

خود آزمایشات :

۱۷:۰۰ . گیجی ، احساس اضطراب ، کج دیدی ، علایم بی حالی و تمایل به خندیدن آغاز شد . “

در دفتر خاطرات روزانه اش بعدا ادامه داستان نوشته شد .

در اینجا یادداشت ها در دفتر وقایع روزانه آزمایشگاهی ام متوقف شدند . من قادر بودم آخرین لغات را تنها با کوشش زیاد بنوسیم . من مجبور بودم که برای حرف زدن قابل فهم تلاش کنم . از همکار آزمایشگاهی ام که از آزمایش شخصی ام آگاه شده بود خواستم که من را به خانه همراهی کند . ما بوسیله دوچرخه رفتیم ، بعلت محدودیت های زمان جنگ در استفاده از اتومبیل ها ، هیچ اتومبیلی در دسترس نبود . در راه خانه شرایطم برای بخود گرفتن اشکال ترسناک آغاز شد . هر چیز در زمینه دیدم می لرزید و کج می شد ، همچنانکه اگر در یک آینه مقعر دیده می شد . من همچنین احساس ناتوانی برای حرکت از یک نقطه را داشتم . همکارم بعداً به من گفت که ما بسیار سریع حرکت می کردیم . بی خطر به خانه رسیدیم . من فقط قادر بودم با شکلهایی از همراهم بخواهم که دکتر خانوادگی مان را احضار کند و از همسایه ها شیر درخواست کند . گیجی و احساس غش و ضعف قویتر شدند تا آنجا که من نمی توانستم بیشتر خودم را راست نگه دارم و مجبور بودم روی یک مبل دراز بکشم . اکنون اطرافم ، خودشان را بصورت وحشتناکتری تغییر شکل می دادند . هر چیزی در اتاق به اطراف می چرخید و اشیای خانوادگی و انواع اسباب عجیب و غریب به نظر می رسیدند و ترسناک بودند . آنها در جنبشهای مداوم بودند . زن خانه بغلی که من او را به شکل ترسناکی می دیدم برایم شیر آورد و من بیشتر از دو لیتر شیر نوشیدم . “

اثرات بیولوژیکی LSD :

ا
مکانیسمی که بوسیله آن LSD سبب اینچنین اثرهای عمیقی در ادراک و آگاهی انسانی می شود هنوز فهمیده نشده است. آنچه که شناخته شده است آن است که همراه با فعالسازی انقباض رحمی که قبلا ذکر شد ، LSD مراکز سیستم عصبی سمپاتیک را در مغز میانی تحریک می کند که به گشاد شدن مردمک چشم ، افزایشی در دمای بدن و میزان قند خون منجر می شود . LSDهمچنین یک اثر بازدارندگی سروتونین دارد . سروتونین یک ماده شبه هورمونی است که بطور طبیعی در اندامهای مختلف جانوران خونگرم وجود دارد . با متمرکز شدن در مغز میانی ، آن یک نقش مهمی را در پخش و گسترش برانگیختگی ها در اعصاب مرکزی بازی می کند و بنابراین در بیوشیمی توابع ذهنی و روانی نقش دارد . LSD همچنین توابع فیزیولوژی عصبی را وادار می کند که به دوپامین متصل شوند که دیگر ماده شبه هورمونی است که بطور طبیعی وجود دارد . بیشترین مراکز مغزی پذیرنده دوپامین با LSDفعال می شوند . درحالیکه دیگر مراکز بی حس می شوند . ساختار LSDخیلی شبیه به دیگر داروهای توهم زا مانند mescaline و psilocybin است که همه آنها شامل یک حلقه ایندولی استخلاف شده هستند .

LSD بعنوان یک داروی غیرقانونی :

بعلت خواص وهم آورش ، LSD بطور وسیعی بوسیله فرهنگ هیپی در ۱۹۶۰ پذیرفته شده بود . این اشخاص ادعا
می کردند که LSDبه حالات بالاتر هوشیاری و آگاهی منجر می شود وبه آنها کمک می کند که روحانی روشنفکری را جستجو کنند .

با اینکه  LSDنسبتا غیر سمی و غیر معتاد کننده است ، دولت های گوناگون گرداگرد جهان ، آن را بعد از یک تعداد از تصادف های کشنده و مهلک گزارش شده ، ممنوع اعلام کردند . اینچنین تصادفهایی اشخاصی را دربر می گیرد که تحت تاثیرLSD  پرشهای مرگ آسایی را از ساختمان های بلند انجام می دادند ، بخاطر اینکه فکر می کردند می توانند پرواز کنند . تحقیقات در دهه ۶۰ و ۷۰ نشان داد که همچنین یک خطر روانی قابل توجهی با دارو و دوزهای زیادش ، بویژه در حالات غیر مناسب وجود دارد که اغلب سبب واکنشهای وحشت و اضطراب و ترس ناگهانی می شود . برای اشخاصی که حد کمی از بیماری روانی را دارند ، یک دور استفاده از LSDمی تواند اتفاقهایی را برای حمله های کاملا جنون آسا راه اندازی کند . تحقیقات در استفاده های درمانی بالقوه LSD به دلایل سیاسی در اواسط ۱۹۷۰ رها شدند .

+ نوشته شده توسط جلیل در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 و ساعت 11 قبل از ظهر |


Powered By
BLOGFA.COM